تمبر خارجی پرونده فوتبال بازیکنان پرسپولیس

تمبر: خارجی پرونده فوتبال بازیکنان پرسپولیس کمیته انضباطی اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات به خاطر آن انتقال جنجالی مادرم در خیابان کتک خورد/ مربی پرسپولیس جهت من چاقو کشید ، هاشمی‌نسب

بعد از ۱۶ سال هنوز هم صحبت از انتقال جنجالی مهدی هاشمی‌نسب از پرسپولیس به استقلال به میان می‌آید.

به خاطر آن انتقال جنجالی مادرم در خیابان کتک خورد/ مربی پرسپولیس جهت من چاقو کشید ، هاشمی‌نسب

هاشمی نسب: به خاطر آن انتقال جنجالی مادرم در خیابان کتک خورد/ مربی پرسپولیس جهت من چاقو کشید

عبارات مهم : نیمکت

بعد از ۱۶ سال هنوز هم صحبت از انتقال جنجالی مهدی هاشمی نسب از پرسپولیس به استقلال به میان می آید.

روزنامه خبرورزشی نوشت: هفته قبل امیر عابدینی مدیرعامل آن دوران پرسپولیس در گفت وگو با خبرورزشی به نکاتی راجع به مهدی هاشمی نسب اشاره کرد که خشم او را برانگیخت. بخش مهم صحبت های هاشمی نسب قابل چاپ نیست و بخشی هم به رسم امانت نزد ما می ماند. حرف های مربی این روزهای تیم خونه به خونه بابل را بخوانید:

به خاطر آن انتقال جنجالی مادرم در خیابان کتک خورد/ مربی پرسپولیس جهت من چاقو کشید ، هاشمی‌نسب

حرف های عابدینی شائبه انگیز است

من جهت آقای عابدینی احترام زیادی قائل هستم و دوستش دارم چون هم فوتبالیست بوده و هم مدیرعاملی کاربلد و باسابقه، ولی صحبت های ایشان شائبه برانگیز هست. من درحال حاضر طرفدار تیم خونه به خونه هستم. در نوجوانی به علاقه مجتبی محرمی، پرسپولیسی بودم و در تمام روزهای حضورم در این تیم با جان و دل بازی کردم. سپس مرا نخواستند و به استقلال پیوستم و تا روزی که پیراهن این تیم را بر تن داشتم، با جان و دل بازی کردم. مدتی طرفدار پاس، ابومسلم، استقلال اهواز، خبر مشهد و… بودم. من نان را به قیمت روز نمی خورم ولی نانی که به منزل برده و همراه خانواده خورده ام، از شیر مادر حلال تر بوده چون جهت به دست آوردن آن جان کندم. به کسی خنجر نزدم، زیر پای کسی را هم خالی نکردم.

پرسپولیسی ها درخواست کردند به استقلال بروم

بعد از ۱۶ سال هنوز هم صحبت از انتقال جنجالی مهدی هاشمی‌نسب از پرسپولیس به استقلال به میان می‌آید.

رفتن من به استقلال با خواست کلوب پرسپولیس رقم خورد. مسئله از روزهایی شروع شد که هواداران ۶۰، ۷۰ دقیقه فریاد می زدند مهدی هاشمی نسب ! حساسیت روی من در تیم هر روز زیاد می شد، آدمی هم نبودم که کسی بتواند توی سرم بزند. باورتان نمی شود آن اوج سری یعنی پروردگار چقدر هوایم را داشت. روی نیمکت می نشستم و تا می رفتم توی زمین، گل می زدم. آقای عابدینی گفته من صد بار از هاشمی نسب تعریف کرده ام. خب حتماً تعریفی بوده ام که از من تعریف شده است وگرنه با آنها نسبت فامیلی ندارم و شریک کاری و اقتصادی ارزش نبوده ام.

آقای عابدینی! سفر عراق یادت هست؟

من اهل بگم بگم نبودم و نیستم. جز از خداوند از هیچ کس ترسی ندارم. اگر در جوانی خطایی کرده ام، مختص همان دوران بوده و باید نزد پروردگار جوابگو باشم ولی می خواهم به آقای عابدینی مستقیم بگویم یادت است جهت بازی جام کلوب های آسیا دورانی به عراق رفتیم که مثل حالا رفت و برگشت ساده نبود؟ یادت است با هم در بین الحرمین قدم می زدیم و حرم امام حسین (ع) را دیدیم و منقلب شدیم؟ بعد شما را قسم می دهم هرچه در مورد من دیده و حتی شنیده اید را براق بگویید تا اینقدر توپ توی زمین هاشمی نسب نیفتد.

مادرم را کتک زدند

به خاطر آن انتقال جنجالی مادرم در خیابان کتک خورد/ مربی پرسپولیس جهت من چاقو کشید ، هاشمی‌نسب

آقای عابدینی من در جلسه ای که شما، آقای پروین، وزیر وقت مملکت و چند مدیر دیگر حضور داشتند، گفتم این کار و کارهای دیگر را انجام داده ام ولی مربوط به حریم شخصی من است و در زمین هم نشان داده ام چطور بازیکنی هستم. آیا می گویید هاشمی نسب خربزه می خورد، پای لرزش هم می نشیند؟ آره من خربزه را با جان و دل (رفتن به استقلال) خوردم، پای تب و لرز آن هم ایستادم ولی خب دی سال ۷۹ دیدید که با یک پنی سیلین جلوی تب و لرز خودم را دقیقه ۸۵ گرفتم. اشتباه از من نبود، از مدیریتی بود که دل ۳۰میلیون نفر را شکست. می گویید آیا هاشمی نسب بعد از گل غش کرد، من نمی دانم مادر جهت بقیه چقدر عزیز است ولی جهت من ارزشمندتر از تمام دنیا و زندگی خودم است.

زمانی که مادر مرا در خیابان کتک زدند، کجا بودید؟ درک می کنید بابت تصمیمات شما من شدم منفور هوادار و مادرم کتک خورد؟! خودم هم کم درگیری نداشتم ولی اگر هر دو دست و پایم می شکست، دردش کمتر از دستی و اهانتی بود که گریبان مادر و پدرم را گرفت. من مشکلی با طرفداران تیم پیروزی (پرسپولیس) نداشته و ندارم. من از ۲، ۳ مسئول وقت پرسپولیس انتقام گرفتم و الان دی ماه هستیم و نزدیک به سالگرد آن انتقام…

بعد از ۱۶ سال هنوز هم صحبت از انتقال جنجالی مهدی هاشمی‌نسب از پرسپولیس به استقلال به میان می‌آید.

استقلالی ها به من لطف دارند

من ۴ گل مهم به استقلال زدم ولی هواداران این تیم با آغوش باز از من استقبال کردند و هنوز هم نسبت به من لطف دارند و دوستی آنها را فراموش نمی کنم. امیدوارم آن دسته از طرفداران تیم پیروزی (پرسپولیس) که هنوز از من تنفر دارند، درک کنند تقصیری متوجه من نبود. من خودم را پیشکسوت پرسپولیس و استقلال نمی دانم. بابت بازی هایم دستمزد گرفته ام. آقای عابدینی، اگر مجانی بازی می کردم، الان چه کسی هزینه های زندگی خانواده ام را تأمین می کرد؟ آقای عابدینی، الان چه کسی سراغ کریم باوی و ضیا عربشاهی را می گیرد؟ روز خاکسپاری ابراهیم آشتیانی چه کسانی در امجدیه حاضر شدند تا یک وداع خشک و خالی با او داشته باشند؟ شعار دادن راحت هست، در عمل چه دیده ایم؟ راستی حق و حقوق هادی نوروزی چه شد؟

مربی پرسپولیس جهت من چاقو کشید

به خاطر آن انتقال جنجالی مادرم در خیابان کتک خورد/ مربی پرسپولیس جهت من چاقو کشید ، هاشمی‌نسب

از اوایل سال ۷۸ می شنیدم که دو، سه نفر نمی خواهند من در پرسپولیس بمانم ولی جدی نمی گرفتم تا اینکه در عربستان یقین پیدا کردم شایعات درست هست. بهمن ماه سال ۷۸ در جام کلوب های آسیا با پلیس عراق، ارتیش قزاقستان و الهلال عربستان همگروه بودیم و جای من اغلب اوقات روی نیمکت بود! قبل از بازی با ارتیش در رستوران نشسته بودیم که یکی از مربیان وقت پرسپولیس مرا به داخل رستوران صدا زد. رفتم ببینم چه می گوید. دیدم یک چاقوی بزرگ دستش گرفته و با بهانه گیری بابت خنده های من ترساندن می کند! خنده ام گرفت و به او گفتم حتی خواجه حافظ شیرازی می داند تو غلام حلقه به گوش چه کسی هستی. اگر با اختیار خودت نه فرمان اربابت چاقو می کشیدی، با همین چاقو گوش هایت را می گذاشتم کف دستت! فرزند ها رسیدند و احمدرضا عابدزاده ما را جدا کرد.

پاداشم نیمکت نشینی بود

بعد از این اتفاق می درخواست کردند مرا برگردانند تهران! با وساطت محمود خوردبین و ناصر ابراهیمی مرا در اردو نگه داشتند. رسیدیم به بازی با ارتیش قزاقستان که بازی گره خورد و حدود دقیقه ۸۰ از من خواسته شد بروم داخل زمین. با عنایت آن بالاسری ۳ دقیقه بعد از ورود به میدان گل زدم و پرسپولیس یک بر صفر برنده شد. پاداشم هم نیمکت نشینی کامل در بازی بعدی برابر الهلال بود چون خیال مردها بابت افزایش راحت شده است بود و با همان تک گل من افزایش کردیم. برگشتیم ایران، دوباره یک خط در میان بازی ام می دادند.

در بازی آخر برابر فولاد دسته گل قهرمانی پرسپولیس را به علامت کری خوانی به سمت چند هوادار استقلال انداختم و بعد از چند دقیقه یکی از سکوهای طرفداران پرسپولیس شروع کرد شعار بی غیرت سر دادن. در جریان بازی سرم شکست و دوباره شدم باغیرت! واقعاً برایم عجیب بود آیا این قدر سریع قضاوت می شویم و نظر مردم عوض کردن می کند. در جلسه با مدیران و مربیان پرسپولیس، کادر فنی رسماً اعلام کرد مرا نمی خواهد. همین آقای عابدینی یادشان است که حرف های مرا با سرشان تأیید می کردند.

پول سیگارش را از من می گرفت

آن آقایی که جهت من چاقو کشید، یادش است پول سیگارش را از چه کسی می گرفت؟ یادش است تا به من می گفت عجب گرمکن خوشگلی پوشیده ای، در جا تقدیمش می کردم؟ یادش است تا می گفت عجب کتونی قشنگی پوشیده ای، آن را از پایم درمی آوردم و با دمپایی به منزل برمی گشتم؟ من از او دلخوری ندارم چون تحت فشار مالی مجبور بود فرمان بعضی را تمکین کند. هر لحظه فقط دلسوزش بودم و خدا می داند الان هم دلم برایش می سوزد. اگر دنبال اسم او هستید، صبر کنید ظرف یکی، دو روز آینده علیه من مصاحبه خواهد کرد.

همیشه پا برهنه هستم

من ریگی به کفش ندارم چون هر لحظه تلاش کرده ام پابرهنه باشم! اگر به حرف باشد، پشت سر همه بندگان خدا حرف هست. ۱۶، ۱۷ سال سکوت کردم و همه فحش ها را خوردم ولی اگر باز توپ توی زمین من انداخته شود، در یک برنامه زنده تلویزیونی حرف هایی می زنم که معلوم شود بازی من و مردها چند- چند هست. من خربزه خوردم و پای لرز آن نشستم. فقط می خواهم در آخر یک چیز را به چند نفر بگویم؛ اینکه یک عمر چسبیدید به بنده خدا، چه عایدی داشت؟ با خود خدا باشید ببینید چقدر به شما عزت می دهد.

واژه های کلیدی: نیمکت | استقلال | استقلال | پرسپولیس | پرسپولیس | مهدی هاشمی | اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs